شیمی کَده

آموزش شیمی و علوم

شیمی کَده

آموزش شیمی و علوم

شیمی کَده

تمام مطالب این وب تقدیم به روح آسمانی پدرم که یادش پرچم صلحیست به وقت شورش دلتنگی...

بایگانی
۱۶
تیر
۹۲

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟...
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟
جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که
"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۶
تیر
۹۲

شیوانا جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.
زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: «اى کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردى بودند.
شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.
وقتى هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهنگرى برود مى‌گفت که دیگر با این بدنش چنین کارى از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.
من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمى‌خورد....

برادرانم را صدا زدم و با کمک آن‌ها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافى او را تحمل نکنیم.
با رفتن او ، بقیه هم وقتى فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته‌هاى غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.
اى کاش همه انسان‌ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!
شیوانا تبسمى کرد و گفت: حقیقتش من این بسته‌ها را نفرستادم. یک فروشنده دوره‌گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه!؟ همین!
شیوانا این را گفت و از زن خداحافظى کرد تا برود.
در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستى یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود.

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۶
تیر
۹۲

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.
سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.
حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد
وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است.
سرباز گفت: ولی ارزشش را داشت ، ستوان پرسید منظورت چیست؟ او که مرده، سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما این کار ارزشش را داشت ، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می دانستم که می آیی....
می دانی ؟! همیشه نتیجه مهم نیست . کاری که تو از سر عشق وظیفه انجام می دهی مهم است. مهم آن کسی است یا آن چیزی است که تو باید به خاطرش کاری انجام دهی. پیروزی یعنی همین.

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۶
تیر
۹۲

مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...


من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی نا امید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۶
تیر
۹۲

برای دریافت کد آهنگ شبا کجایی از 2afm روی لینک دریافت کد موزیک کلیک کنید.

دریافت کد موزیک

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۰
تیر
۹۲

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۰۸
تیر
۹۲

این دفعه با یکسری فرمول انتگرال وبلاگمو آپ کردم.

امیدوارم که براتون مفید باشه...

دانلود فایل بصورت word

دانلود فایل بصورت pdf

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۷
خرداد
۹۲

 

t5912_c1tj6gkm2edwfpfedotr.jpg

 

میدونے بعضـــے روزا دیگـــﮧ

نـــﮧ خاطره

نـــﮧ بغــض

نـــﮧ اشکـــــــ

هیچ کدوم دردے ازت دوآ نمے کنه ...

مے شینے و زل مے زنی یه گوشــﮧ

زآنوهــاتو بغــــــل مے کنے

وباخــودت میگے

دیــــــگــﮧ زورمــــــــ نمے رســــﮧ !!!!

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۳
خرداد
۹۲

سلام...همونطوری که نمیدونید(!) یه نظرسنجی در مورد انتخاب نامزدهای ریاست جمهوری تو وبلاگم قرار داده بودم که یه سری از دوستان شرکت کردند...نتیجه این نظرسنجی به قرار زیره:

 

شنبه میبینیم که نتیجه نظر خواهی این وب در این جامعه آماری که تو عکس مشخصه با واقعیت چقدر مطابقت داره....

پیشاپیش به دوستانی که کاندید مورد نظرشون رای آورده تبریک میگم و طرفدارای سایر نامزدها رو به آرامش دعوت میکنم...بشینین مثل بچه آدم زندگیتونو بکنین :دی

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۳
خرداد
۹۲

برای دریافت کد آهنگ یه تیکه زمین از محمد اصفهانی روی لینک دریافت کد موزیک کلیک کنید.

دریافت کد موزیک

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۳
خرداد
۹۲

تستی که در زیر مشاهده می کنید، شاید در عین حال که ساده ترین، بلکه تعیین کننده ترین تست برای سنجش آی کیو باشد.
برای انجام این تست باید پس از خواندن هر سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید و در نزد خودتان یادداشت کنید.
در پایان تعداد پاسخ های درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.


1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6. اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

"""""""""""""""جواب در ادامه مطلب"""""""""""""""

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۳
خرداد
۹۲

برای دریافت کد آهنگ همین حوالی از بهنام صفوی روی لینک دریافت کد موزیک کلیک کنید.

دریافت کد موزیک

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۰۱
خرداد
۹۲

 

 

هیئت دولت اعلام کرد

.
.
.
.
برای کنترل قیمت لباس زیر مردانه در روز پدر؛ شورت، جوراب زیر پیراهن، به مقدار کافی در انبار ها موجود می باشد، نگران نباشید

آره بخدا

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۰
ارديبهشت
۹۲

 

سلام میخوام سایتی رو بهتون معرقفی کنم به نام سایت تایپایران، در این سایت شما میتونید هم نقش کارفرما رو داشته باشید و پروژه های تایپ، پاور پوینت، اکسل، تحقیق و مقاله رو برای تایپیست ها به مزایده بگذارید و از بین تایپیست هایی که پیشنهاد میدن، بهترین مورد رو انتخاب کنید و پروژه خودتون رو به اون تایپیست بدید و در پایان کار مبلغ رو پرداخت کنید، نحوه پرداخت هم به این صورته که شما حساب کاربری خودتون رو به مبلغ دلخواه شارژ میکنید و پرداخت ها در سایت و بصورت کاملا اتوماتیک و ایمنی و بدون مشکل انجام میشه و در صورت بروز هرگونه مشکل درمورد کیفیت کار و نحوه محاسبه قیمت وجود داشته باشه شما درخواست بازبینی میدین و اگر حق با شما باشه بخشی از مبلغ پرداخت شده به حساب شما برمیگرده، مزیت این سایت اینه که شما می تونید مطالب خودتون رو به چند قسمت تقسیم کنید و آنها رو به مزاید هبگذارید و چند ایپست همزمان بخش هایی از جزوه شما رو تایپ میکنن و در حداقل زمان ممکن و با قیمت خیلی مناسب می تونین پروژه خودتون رو دریافت کنید.

 

همچنین توی این سایت شما میتونید به عنوان تایپیست مشغول به کار بشین و با یک لپتاب شاده که office روش نصب شده میتونید درآمد زایی کنید،از مزیت های این کار هم اینه که شما دوستانی که اوقات مرده در روز دارید می تونید از زمانتون برای کسب درآمد استفاده کنید، نیاز نیست وقت زیادی صرف کنید، هر موقع که فرصت داشتین به سایت میاین و برای پروژه هایی که هستند پیش نهاد میدین و اگر توی مزایده پیشنهاد شما توسط کارفرما قبول شد میتونید پروژه رو شروع کنید و در زمان مقرر کار رو در سایت برای کارفرما آپلود میکنید و حین تحویل کار، سایت بصورت اتوماتیک دستمزد شما رو از حساب کارفرما به حساب شما واریز میکنه و در نهایت بعد از مدتی که کار کردید میتونید درخواست واریز به حساب بزنید و پولهاتون رو از سایت به حساب بانک خودتون که شماره حسابش رو به سایت دادید منتقل کنید.

 

کار در این سایت جای هیچ گونه نگرانی ای رو در این زمینه که ممکنه خسارت مالی ببینید نداره، و یک سایت مناسب برای کار کردن دانشجوهاییه که میخوان در کنار درس ی درآمد مختصری داشته باشند و همینطور دفاتر خدمات کامپیوتری که حسابی سرشون شلوغه میتونن پروژه هاشون رو توی سایت به تایپیست ها بسپارن تا با کمترین قیمت و بالاترین کیفیت کارشون انجام بشه

 

حالا اگر علاقه مند به کار در این سایت شدید می تونید به لینک زیر برید و درخواست عضویت بدید.

 

تایپایران

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۱۱
ارديبهشت
۹۲
داستانی به ایمیلم اومد و خواندمش  زیبا بود اما نمیدانم از کیست و زاییده ذهن کیست و از کجا اما بسبب زیباییش نقلش میکنم:
 
 
 
 
 
مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره، خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدم
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟
اون هیچ جوابی نداد....
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت،دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودمتا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر
سرش داد زدم  ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! 
اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .
یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه،ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .
بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .
همسایه ها گفتن که اون مرده،ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا،ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی،به عنوان یک مادر نمی تونستم ت حمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو ،برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه
با همه عشق و علاقه من به تو
 
قلب مادر به اندازه‌ای گسترده است که همیشه می‌توانید بخشش و گذشت را در آن بیابید. ( اونوره دو بالزاک )

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۰۴
ارديبهشت
۹۲

برای دریافت کد آهنگ بخاطر من از یاس روی لینک دریافت کد موزیک کلیک کنید.

دریافت کد موزیک

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۰۳
ارديبهشت
۹۲

برای دریافت کد آهنگ های وبلاگ محمد علی زاده روی لینک دریافت کد موزیک  کلیک کنید.

 

کد آهنگ غم دنیاست دریافت کد موزیک

کد آهنگ ازم دوری دریافت کد موزیک

کد موزیک فکرشم نکن دریافت کد موزیک

 

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۹
فروردين
۹۲

 

 

هـــمــیــشــه نــــه


ولــــی گـــاهـــی


مــیــان بـــودن و خـــواســتـن


فـ ـاصـلــه مـــی اُفــتــد


وقـ ـتــهــایـــی هـــســت کـــه


کــســی را بـــا تــمـــام وجــــود میخواهــــی


ولــــــی نــــبـــــــایــــد کــنـــارش بــــاشـــی ...

 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۱
فروردين
۹۲

طلا باش تا اگه روزگار آب ات کرد روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود سنگ نباش تا اگر زمانه خرد ات کرد تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی . . .


 

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.
۲۰
فروردين
۹۲

€¢  آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

•  وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

•  سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

•  اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

•  افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

•  پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

•  کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

•  کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

•  انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

•  همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

•  تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است

•  دشوارترین قدم، همان قدم اول است

•  عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

•  آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد

•  وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

•  در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش

•  امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست

•  برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست

•  امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم

•  بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید

•  آنچه شما درباره خود فکرمی کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند

•  هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود

•  اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

•  صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست

•  وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند

•  کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

•  کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند

•  بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی

•  آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید

•  اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید

•  خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی کنید از خودتان بهتر شوید

•  خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد

•  درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش

•  انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که خیال می کند دیگران را فریب داده است

•  کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند

•  هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد

•  کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

•  اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

•  اینکه ما گمان می کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشی

  • .::::. مـــــــــهـــــــــدی قــــــــــادی.::::.